جامعه مدنی، جامعه اطلاعاتی، جامعه دانش محور، یا هر نامی که مناسب می دانیم از پایین هرم جامعه باید آجر به آجر و سنگ به سنگ بالا رود. هیچ عاقلی ساختن خانه خود را از سقف آغاز نمی کند. در "خانه سازی" این امر را بدیهی می شماریم، اما در "جامعه سازی"، به گونه ای عمل می کنیم که گویی ضرورت و اجتناب ناپذیر بودن ساخت و ساز از قاعده هرم را چندان باور نداریم.
کشوری که از نظر نیروی انسانی جزو جوان ترین کشوهاست، زمانی می تواند به این ویژگی ببالد که بتواند از نیروی جوان خود به عنوان مولدان آینده بهره مند شود. افزودن خیل عظیم بر انبوه مصرف کننده موجود نه غرور آفرین است و نه نوعی برتری محسوب می شود. نیروی مولد یعنی نیرویی که در عرصه های مختلف علمی، اقتصادی، فنی و فرهنگی نقشی سازنده و خلاق داشته باشد؛ و این همه جز با آموزش درست و ژرف و کسب مهارت در عرصه های مورد علاقه جوانان حاصل نمی شود. نخستین گام در این حرکت آن است که هرکس هرچه را می آموزد،به طور صحیح، عمیق و توام با آگاهی بیاموزد.
تغییراتی که در جامعه ما طی دهه های اخیر رخ داده آثاری را بر کلیت جامعه و نیز بر یکایک افراد بر جای گذاشته است. دغدغه های اشتغال و چشم انداز آینده نوعی احساس عدم امنیت اجتماعی و تنش های ناشی از تصویر چشم اندازی نه چندان روشن پدید آورده است. این همه ریشه در نظام آموزشی، خلق انگاره هایی نه چندان واقع گرایانه، و ترسیم نادرست مسیر دستیابی به شغل دارد. نظام آموزشی وظیفه اش تنها انتقال دانش و اطلاعات نیست، بلکه آشنا ساختن دانش آموزان با واقعیت های اجتماعی نیز هست. دانش آموز باید بداند که هرم آموزشی الزاما با هرم شغلی یکسان نیست. دانش آموز نباید چنین تصور کند که راس هرم آموزشی به شغل می انجامد. می توان در هر سطح و لایه آموزشی نیز به شغل دست یافت. دانش آموز نباید چنین بپندارد که همه آحاد جامعه باید بکوشند و او تنها مصرف کننده باشد. باید دانش آموز از مسیر علم آموزی پیشینیان آگاه گردد و بداند که اغلب بزرگان این مرز و بوم، در کنار دانش اندوزی، شغلی نیز برای امرار معاش داشته اند. دانش آموزی و معرفت اندوزی برای کسب معاش نبوده است.
این بدان معنا نیست که از این پس دانش آموزان نیمی از روز را تحصیل کنند و در نیمی دیگر به کسب و کار بپردازند(که البته تعداد این گونه دانش آموزان، امروز نیز اندک نیست)، بلکه تفهیم این نکته است که در هدف و عملکرد و دورنمای هرم آموزشی بازنگری شود و این بازنگری به عنوان بخشی از تعلیمات اجتماعی مدرسه مد نظر قرار گیرد.
این گونه بازنگری طبعا سبب خواهد شد که مدرک گرایی جای خود را به علم اندوزی واقعی بسپارد و ملاک ارزشگذاری افراد دانش و مهارت آنان قرار گیرد نه مدرک آنان که کلیشه واحد تکثیر شده ای است که در آن تنها نام افراد تغییر می کند و برای همگان دارای ارزشی متساوی است.
به نقل از:
نشاط، نرگس. حری، عباس(۱۳۸۲). کتابخانه آموزشگاهی در مدرسه کتابخانه-مدار. (تهران:شبکه کتاب؛ چاپار). ص. ۲-۴.