سبد كتاب!

در آخرین صفحه روزنامه جام جم سه شنبه 21 آذر 1385 مطلب زیر نوشته شده بود:

سبد کتاب در اتوبوس های شهری

 برای نخستین بار در ایران و به منظور ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی در میان شهروندان ، سبد کتاب در اتوبوس های درمن شهری تهران قرار گرفت. نخستین مرحله از قرار دادن سبد کتاب در اتوبوس های درون شهری در منطقه 14 تهران و در خطوط اتوبوس های بخش خصوصی در مسیر پارک سوار شهید محلاتی به میدان هفتم تیر آغاز شد.

 این خبر مرا به یاد مطلبی انداخت که در یکی از شماره های خبرنامه انجمن کتابداران نوشته شده بود که بد نیست به آن اشاره ای داشته باشیم:

 "کتاب خود را جا بگذارید!"

"مرا بخوان" عنوان مطلبی روی جلد کتابThe catcher in the ray است. کتاب روی صندلی اتوبوس مسیر "سانتا مونیکا" به جا مانده بود. توجه مسافر بعدی به آن جلب شد. کتاب را برداشت و با خود به خانه برد. او کتاب را خواند و در حالی آن را روی میز لابی هتل به جا می گذاشت که امیدوار بود غریبه دیگری آن را بردارد و بخواند. این کتاب یکی از 393551 کتابی است که در سایت Bookcrossing.com به ثبت رسیده است.( سایت مذکور مردم را تشویق می کند که کتاب ها را در کافی شاپ ها ، اتاق های انتظار و حتی صندلی پارک ها جا بگذارند تا دیگران به طور رایگان آنها را بخوانند و لذت ببرند.) "ران هورن بیکر" 37 ساله مالک این سایت اینترنتی می گوید: " هدف ما این است که دنیا را به کتابخانه تبدیل کنیم." و او ادامه می دهد:" موضوع کتاب ها به نحوی است که وقتی مردم نکات مورد نظرشان را مطالعه کردند، تشویق به ارائه آن به دیگری شوند." هورن بیکر می گوید قبل از انتشار کتاب ، اعضای شرکت آن را در سایت ثبت می کنند و یک کد به آن اختصاص می دهند که این کد در داخل جلد کتاب نیز ثبت می شود به طوری که خواننده بتواند آن را در سایت به ثبت برساند. بعضی کتاب ها به دورترین نقاط سفر کرده اند. شما ممکن است یک سال بعد متوجه شوید کتابی را که خوانده اید به دست چه کسی و کجا رسیده است و این هم عاملی است که انگیزه جا گذاشتن کتاب را در مردم افزایش می دهد. این موضوع همچنین کمک می کند کتابها در قفسه خاک نگیرد. این طور نیست؟

 به نقل از: روزنامه جام جم (سه شنبه21 آذر 1385/سال هفتم/شماره 1887)، خبرنامه انجمن علمی کتابداری و اطلاع رسانی ایران؛ سال دوم،شماره 6 ص.34

خطر قطع شدن اینترنت ایران

خطر قطع اینترنت ایران بوسیله امریکا یک خطر جدی است و اگر امریکا این کار را انجام دهد، در عرض یک روز مخابرات ایران دچار مشکلات جدی خواهد شد و کلیه سیستم‌های مخابراتی، سرویس VOIP، سرویس تلفن همراه و سرویس اینترنتی دانشگاهها و مراکز آموزشی، اطلاعات فرودگاه از کار می‌افتد.خسرو مترجمی، مدیر شبکه آموزشی ITC، در آمریکا در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار آفتاب، ضمن بیان این مطلب افزود: کاری که امریکا می‌خواهد انجام دهد، از یک بمب اتم مخرب‌تر است و هیچ خرجی برای امریکا ندارد ... به گفته وی، از نظر امریکا اینترنت متعلق به وزارت دفاع امریکا است و امریکا پلیس اینترنت است و تشخیص داده که ایران شایستگی ندارد، بنابراین اینترنت ایران را قطع می‌کند. مترجمی که خود مدیر یک شبکه آموزشی فارسی زبان IT در امریکا است با اشاه به اجلاس WSIS که در تونس برگزار شد، تصریح کرد: در اجلاس تونس بیشتر بحث بر سر تبعیض حاکمیت اینترنت بود و اینکه تنها یک کشور نباید رهبریت اینترنت را داشته باشد، بلکه این حاکمیت و رهبری باید از طریق یک شورا بر شبکه اینترنت اعمال شود، اما هیچ توجهی به مساله مهم احتمال جدی قطع اینترنت ایران از طرف امریکا نشد. وی خاطرنشان کرد: ما باید هرچه زودتر افکار عمومی مردم امریکا را نسبت به تصمیم دولت امریکا روشن کنیم به دلیل اینکه مردم امریکا حق آموزش را برای کلیه مردم جهان الزامی می‌دانند و شبکه اینترنت نیز یک شبکه آموزشی است و باید نظرشان را درباره عمل کشورشان مبنی بر قطع اینترنت ایران و محروم کردن میلیونها جوان ایرانی از حق آموزش، فقط به دلایل سیاسی جویا شویم. مترجمی تصریح کرد: ما باید همین حالا به فکر باشیم و از این اقدام جلوگیری کنیم، این اتفاق یک فاجعه ملی است و هیچ حرکتی نمی تواند در چنین زمان کوتاهی و ظرف فقط یک روز چنین لطمه‌ای را به ایران وارد کند.

تاثیر تلویزیون بر مطالعه

       در سال 1964 م. رئيس صندوق كمك به پيشرفت تعليم و تربيت با قاطعيت اعلام داشت: اين تصور كه توسعه تلويزيون عامل كم شدن خواندن مي شود، اشتباه بزرگي است. زيرا اين دو اگر عاقلانه به كار گرفته شوند، مكمل يكديگرند. اما ديري نپائيد كه در دهه 90 متفكراني چون سيتمن در اين زمينه نظرات مخالف را ابراز كردند. او معتقد است نوجواني كه دوره متوسطه را در امريكا به پايان مي برد نزديك به 16000 ساعت تلويزيون ديده است. و اين به آن معناست كه در اين كشور ابتكار در مقوله تعليم و تربيت در دست مديران و آموزگاران و يا مسئولان متعهد نيست. بلكه اين امر خطير در دست صفحات تلويزيون است كه طراحان آن متخصص تعليم وتربيت نيستند بلكه هنرمندان و مجريان سرگرمي ها در تلويزيون هستند.

       كار اساسي تلويزيون القاي اين نظر است (و در اين القاء موفق نيز بوده است.) كه تعلم و سرگرمي باهم متحدند و نبايد از هم جدا شوند.! اين باور را از هيچ يك از فلاسفه تعليم و تربيت، نه كنفوسيوس و افلاطون و سيسرو، نه لاك و جان ديوئي نشينيده ايم.

       برنامه هاي تلويزيون حاوي مطالبي نيست كه بايد به خاطر سپرده شود، بايد مطالعه شود و در آنها دقت شود، نياز به پشتكار و هوشياري و زرنگي خاص داشته باشد، نياز به بحث و مناظره داشته باشد. اين عوامل همگي زمينه ساز گريز از كتاب و مطالعه خواهد بود.

 

 

    

      از سوي ديگر، رسانه هاي گروهي غير چاپي را دشمن مطالعه دانستن، نوعي كوته بيني و بي دقتي است. كافي است كه تيراژ فروش داستاني را كه تلويزيون به عنوان سريال نمايش داده است، در نظر بگيريم تا معلوم شود كه تاثير متقابل رسانه هاي گروهي در يكديگر تا چه اندازه است.

       در جوامع توسعه نيافته، بايد به نكات ديگري نيز اشاره داشت. در جوامع صنعتي زماني تلويزيون وارد شد كه مطالعه در اين جوامع نهادينه شده و جاي خود را در فرهنگ آنان باز كرده بود. هنوز در امريكا در بين افراد 12 تا 18 ساله علاقه به خواندن، مقام اول را داراست و نسبت به استفاده از رايانه رتبه بالاتري دارد.

       براساس پژوهشي ديگر، 43 درصد از دانش آموزان در امريكا اعلام كرده اند كه براي سرگرمي به طور روزانه به مطالعه مي پردازند.

       اما در كشورهاي جنوب، تلويزيون وقتي وارد شده است كه فرهنگ كتابخواني شكل نگرفته و نهادينه نشده بود. اذا مي توان تاثير منفي آن را بسيار بيشتر از جوامع صنعتي دانست.

       پژوهشهايي كه در ايران انجام يافته، نشان مي دهد كه گرايش به تلويزيون در نقصان به كتاب بي تاثير نبوده است. القاي خوشي هاي لحظه اي و نگاهي ملاعبه وار به زندگي باعث دوري از تفكر و انديشه در زندگي به ويژه تفكر نقاد مي شود.

 

معرفي اساتيد كتابداري و اطلاع رساني پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران

 " آزاده تفرشي، فريدون "  

محل و سال تولد: تهران، تفرش، ۱۳۳۶

تحصيلات : دکترا کتابدارِِي و اطلاع رسانِِي، دانشگاه آزاد اسلامي  سال 1377

استاد ِِيار دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني تهران. گروه کتابداري و اطلاع رساني پزشکي 

 

در سال 1336 در قريه كوريان تفرش متولد شد.در سال 1342 به تهران عزيمت كرد و مقطع دبستان و دبيرستان را در مدارس عاصمي و دكتر هوشيار به پايان رساند.در سال 1354 در مدرسه عالي ايران زمين در رشته كتابداري پذيرفته و در سال 1358 فارغ التحصيل شد و خدمت سربازي را در كميته فرهنگي وزارت جهاد سازندگي سپري كرد و يكي از پايه گذاران توسعه كتابخانه هاي روستايي در ايران است و هم اكنون هزاران كتابخانه روستايي در سطح كشور در خدمت روستاييان است. وي در سال 1367 موفق گرديد در كارشناسي ارشد همين رشته در دانشگاه تهران پذيرفته شود. در سال 1372 با رتبه دوم در مقطع دكتري كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه آزاد اسلامي به تحصيل ادامه داد و موفق گرديد از پايان نامه خود با عنوان؛ بررسي كتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني دانشگاههاي علوم پزشكي كشور و مقايسه آنها با استانداردهاي كتابخانه هاي دانشگاهي دفاع کند .در حال حاضر به عنوان عضو هيات علمي در دانشگاه علوم پزشکِِي تهران  به تدريس و نحقِِيق اشتغال دارد.

http://fazadehtafreshi.blogfa.com

پست الکترونيک : azadehtafreshi@yahoo.com/

 

ادامه نوشته

كتابداراني كه گروه خوني آن‌ها A است، موفق‌تر از ساير كتابداران هستند

در سايت دانشگاه علوم پزشكي ايلينويز امريكا در مطلبي تحت عنوان «آن چه گروه خوني شما درباره شغلتان مي‌گويد، آمده است» گرچه هيچ نظريه علمي ثابت شده‌اي ارتباط بين گروه خوني، شخصيت و شغل را بيان نمي‌كند، ولي ژاپني‌ها شديدا به اين مسأله اعتقاد دارند. تا جايي كه توشيتا كانومني يك نويسنده صاحب‌نظر ژاپني، حداقل ‌٣٠جلد كتاب در اين رابطه به چاپ رسانده است و در كتاب خود با عنوان You are your blood type به بيان اين نكته مي‌پردازد كه صاحبان گروه‌هاي مختلف خوني ويژگي‌هاي خاص شخصيتي دارند و براي انواع خاصي از مشاغل مناسب‌اند.

بر پايه همين اساس در تعريف خصوصيات افراد با گروه خوني
A آمده است كه اينها افرادي هستند قابل اعتماد، منظم، كوشا، ايده‌ال‌گرا، معتدل و موفق در كارهاي گروهي. طبق خصوصيات بيان شده بهترين مشاغل براي اين گروه نيز مشخص مي‌شود كه دومين شغل پيشنهاد شده براي اين افراد «كتابداري» است.

بد نيست دوستان كتابداري كه به دنبال موضوعي براي تحقيقات خود مي‌گردند به اين نكته توجه كرده و در تحقيقي مشخص نمايند كه آيا بين موفقيت كتابداران ايراني و گروه خوني آن‌ها ارتباطي وجود دارد يا خير؟ از طرفي ثابت شدن اين مسأله مي‌تواند كمك بزرگي به سازمان سنجش و دانشگاه‌ها براي انتخاب دانشجويان اين رشته باشد و احتمالاً ممكن است باعث ايجاد تحولات مثبتي در وضعيت كتابداري ايران شود.

 

نقل از : http://www.ketabdar.org

كتابداراني كه گروه خوني آن‌ها A است، موفق‌تر از ساير كتابداران هستند

در سايت دانشگاه علوم پزشكي ايلينويز امريكا در مطلبي تحت عنوان «آن چه گروه خوني شما درباره شغلتان مي‌گويد، آمده است» گرچه هيچ نظريه علمي ثابت شده‌اي ارتباط بين گروه خوني، شخصيت و شغل را بيان نمي‌كند، ولي ژاپني‌ها شديدا به اين مسأله اعتقاد دارند. تا جايي كه توشيتا كانومني يك نويسنده صاحب‌نظر ژاپني، حداقل ‌٣٠جلد كتاب در اين رابطه به چاپ رسانده است و در كتاب خود با عنوان You are your blood type به بيان اين نكته مي‌پردازد كه صاحبان گروه‌هاي مختلف خوني ويژگي‌هاي خاص شخصيتي دارند و براي انواع خاصي از مشاغل مناسب‌اند.

بر پايه همين اساس در تعريف خصوصيات افراد با گروه خوني A آمده است كه اينها افرادي هستند قابل اعتماد، منظم، كوشا، ايده‌ال‌گرا، معتدل و موفق در كارهاي گروهي. طبق خصوصيات بيان شده بهترين مشاغل براي اين گروه نيز مشخص مي‌شود كه دومين شغل پيشنهاد شده براي اين افراد «كتابداري» است.

بد نيست دوستان كتابداري كه به دنبال موضوعي براي تحقيقات خود مي‌گردند به اين نكته توجه كرده و در تحقيقي مشخص نمايند كه آيا بين موفقيت كتابداران ايراني و گروه خوني آن‌ها ارتباطي وجود دارد يا خير؟ از طرفي ثابت شدن اين مسأله مي‌تواند كمك بزرگي به سازمان سنجش و دانشگاه‌ها براي انتخاب دانشجويان اين رشته باشد و احتمالاً ممكن است باعث ايجاد تحولات مثبتي در وضعيت كتابداري ايران شود.

 نقل از : http://www.ketabdar.org

 

معرفي كتاب: "روزی که می خواستند کتاب را دستگیر کنند."

"روزي كه مي خواستند كتاب را دستگير كنند." عنوان  كتابي است كه در نمايشگاه كوچكي كه در دانشكده به مناسبت هفته كتاب برگزار شده بود، توجهم را جلب كرد. كتابي كه تصوير روي جلد آن، به زنجير كشيدن كتابي را نشان مي دهد كه بر روي آن انساني (انديشه اي) زانوان غم را به آغوش كشيده است.در پشت جلد كتاب نوشته شده:"جدال مهيجي درباره معني و مفهوم ادبيات (از ديدگاه دموكراسي) و مهمل بودن سخن كساني كه مي خواهند از حضور آن جلوگيري كنند." محور اصلي داستان درباره "سانسور در كتابخانه" است و آنچه كه براي يك كتابدار جالب توجه است همكاري معلم و كتابدار، بيان ديدگاه هاي مختلف و شيوه تبادل نظر ها و شكوفايي انديشه هاست. احاطه كتابدار بر موضوعات مورد بحث ، مشكلات و تلاش هاي سرسختانه اش در "مبارزه با سانسور" ، مباحث سانسور در كتاب "مجموعه سازي" علي سينايي را يادآور مي شود. به نظر مي رسد كه توصيه مطالعه اين كتاب قبل از مطرح كردن مباحث سانسور در كلاس هاي كتابداري و اطلاع رساني،ديدگاه دانشجويان را براي درك اهميت اين مطلب گسترش مي دهد.بخشي از اين كتاب كه به مناظره ميان" ماتيو گريس ولد" و "كنت ديكنسن" درباره سانسور مي پردازد، در زير آمده است:

گريس ولد: "دانش آموزان اينجا هستند براي چه؟ براي اينكه آموزش انساني ببينند؛آموزش متناسب با مدنيت، و نه متناسب با انبوه مفاسد و مسموميت هاي اخلاقي و ناداني هاي انساني و جذب آنها."

كنت ديكنسن طعنه آميز او را تحسين كرد و گفت: " حالا اين فكر آزارم مي دهد كه بحث كنيم و ببينيم كه چه چيزي زيان بار و چه چيزي سالم است."

گريس ولد به طرف ديكنسن برگشت و گفت : " به من بگوييد، دوست عزيز، شما اجازه مي دهيد كتابي در مدرسه خوانده شود كه در آن نوشته شده باشد، مرگ به وسيله سوزاندن اتفاق نيافتاده؟"

ديكنسن گفت:"بي ترديد اگر شما يكي از اين كتاب ها را كنار گزارش هاي واقعي در اختيار دانش آموزان بگذاريد، جوانان نه فقط بهتر درك مي كنند كه به راستي چه اتفاقي افتاده، و دروغ ها را با واقعيت هاي تلخ و دشوار مقايسه مي كنند،بلكه مطالب مهم و با اهميت را هم فرا مي گيرند. آنها مي آموزند كه چطور عده اي يهود ستيزي يا هر نوع ديگري از تعصب را وسعت مي بخشند.تا مسايل غير قابل انكار را انكار كنند. اين مسئله براي جوانان خيلي مفيد است كه بياموزند، با اين نوع بيماري هاي موجود، چطور رفتار كنند."

هنتاف، نت. روزي كه مي خواستند كتاب را دستگير كنند؛ ترجمه كمال بهروز كيا.ـ تهران: درسا، ۱۳۸۱