مهدی محسنیان راد

نام " مهدی محسنیان راد " برای کتابداران و بخصوص دانشجویان کتابداری پزشکی که درس مرجع شناسی را با آقای "علی بیگ " گذرانده اند، یادآور مدل های ارتباطی است. مرحوم علی مزینانی در مقاله ای در کنار سایر مدل های ارتباطی ، مدل محسنیان راد را تشریح نموده است.

در مصاحبه ای در روزنامه رسالت، درباره ایشان چنین نوشته شده است:

دکتر مهدي محسنيان راد عضو هيئت علمي دانشکده فرهنگ وارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) و عضو افتخاري هيئت علمي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي از محققان برجسته رشته ارتباطات در کشور است که تاکنون تاليفات ، مقالات و پروژه هاي تحقيقاتي ارزنده اي رابه جامعه رسانه اي و دانشگاهي کشور عرضه داشته است .
    کتاب هاي ايران درچهار کهکشان ارتباطي، روش هاي مصاحبه خبري ، تحليل محتواي سهل سال متون آموزش روزنامه نگاري، انقلاب مطبوعات وارزش ها، روزنامه نگاران ايران وآموزش روزنامه نگاري درايران و ... تنها بخشي از دست رنج استاد است که ايشان به علاقه مندان رسانه وارتباطات تقديم کرده است.
    سعي کرديم در گفتگويي با ايشان نارسايي هاي تبليغات ديني در جهان امروز وعلي الخصوص درايران را به بحث بنشينيم هر چند بخش هايي از صحبت هاي ايشان در مورد ناکارآمدي ابزارهاي سنتي تبليغ مانند منبر لزوما نظر روزنامه نيست اما تلنگرهاي استاد قابل تامل است . ما معتقديم که بايستي بيش ازاين از ظرفيت رسانه هاي شفاهي در فضاي ارتباطي کشور بهره برد.

به نقل از : روزنامه رسالت > شماره 6222 27/5/86 > صفحه 17 (گفت و گو) قابل دسترسی در

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1466019

ادامه نوشته

الکساندر کیگل شاگرد آرمینیوس وامبری

بالاخره امروز سخنرانی " دكتر ميكلوش شاركوزي " ، ايران شناس و استاديار دانشگاه بوداپست، دربار‌ة آغاز ايرانشناسي در مجارستان و با عنوان " الكساندر كيگل شاگرد آرمینیوس وامبری و آغاز ايرانشناسي در مجارستان"، برگزار شد.

در این سخنرانی زندگی نامه  " الکساندر ( شاندور) کیگل" Sandor Kegl ، به عنوان اولین ایران شناس مجارستانی و پژوهش های او در زمینه شرق شناسی ارائه شد که در ادامه مطلب، یادداشت هایم را در اختیارتان قرار می دهم.

برایم جالب بود که یک نفر در آن سوی دنیا با فرهنگ و نگاهی متفاوت و از بیرون، به  جامعه و متون و فرهنگی نگاه کرده است که امروز امثال من میراث دار آنند. او رنج سفر را به شوق دیدار مکانی تحمل کرده است که هر روز من در آن می گذرد.او برای کتاب هایی هزینه کرده است که شاید اجداد ما بسیار بی تفاوت از کنارشان گذشته اند و شاید هم از اینکه مبلغی از فروش آنها بدست آورده اند تا رخت سال نوی خانواده شان را تامین کنند، خیلی هم خوشحال بوده اند. همه اینها مرا به یاد کتاب " ما چگونه ما شدیم" صادق زیبا کلام می اندازد. ایران دوره قاجار همان ایرانی است که " کیگل " و بسیاری دیگر را میزبانی کرده است. همان ایران در خوابی که برایش مهم نبوده است که در جهان چه می گذرد. ایرانی عقب مانده ای که همیشه ریشه های عقب ماندگی خود را در بیرون از جامعه خود دیده است:

" اگر در ایران پیشرفت صورت نگرفته، اگر از فیزیک، شیمی ، ریاضیات و مهندسی، طب و روانشناسی، دانش زبان خارجه و اقتصاد خبری نبوده، اگر مملکت فاقد جاده و کانال و ریل قطار و مدرسه و مریض خانه و دانشگاه و مطبوعات ومخابرات نبوده، گناه همه آنها متوجه استعمار و سیاست ها و توطئه های مرموزش بوده است!!!" (زیبا کلام)

و امروز ما آینده همان ها هستیم که نه تنها حاضر نیستیم تاریخمان، فرهنگمان و هویتمان را بشناسیم، بلکه حتی حاضر نیستیم سخنان کسانی را بشنویم که در این باره پژوهش کرده اند.(نمی گویم رنج مطالعه را تحمل کنیم، تنهاکافی بود گوش کنیم)

در حین سخنرانی به این مسئله فکر می کردم که سال های سال رشته ای به نام شرق شناسی وجود داشته اما چرا هیچ وقت به ذهن ما نمی رسد که غرب را بشناسیم. آیا واقعا غرب ، هیچ برای شناختن ندارد، و برای ما همین کافی است که پیشرفت ها و اختراعات آنها را تماشا کنیم... ما چه تفاوتی با اجدادی داریم که وقتی اولین بار با راه آهن روبرو می شدند،متعجب و مبهوت بودند؟

به یاد حرف های دکتر الهی قمشه ای می افتم که می گوید ما هیچ وقت نخواسته ایم غرب را بشناسیم و همواره به "استفراغ های غرب" اکتفا کرده ایم و تنها به نکوهش آنها پرداخته ایم.

خوب بگذریم اگر حوصله دارید به ادامه مطلب نگاهی بیاندازید، خیلی ها نیامده بودند، شاید نوشته های اندک من برایتان مفید باشد. ( البته راستش را بخواهید نمی دانم اگر خود من هم مشغله هایم به اندازه دیگران شود،باز هم حضور داشته باشم یا نه... به هر حال، خوشحالم که امروز توانستم از ساعت کارآموزی ام بگذرم و خود را به سخنرانی برسانم و خوشحالم که می توانم برایتان بنویسم)

 

ادامه نوشته

دوکتابفروشي در پارس آباد پلمب شد!!!

دو واحد کتابفروشي به علت عرضه مطبوعات مجاز توسط اداره اماکن عمومي شهرستان پارس آباد پلمب شد.در پي اين اقدام اعلام شد با تعطيلي اين واحد هاي فرهنگي که کار توزيع اکثر قريب به اتفاق نشريات سراسري و محلي و نيز امور نمايندگي روزنامه هاي کيهان و ايران در اين مکانها صورت مي گرفت مشکلاتي براي خوانندگان نشريات در اين شهرستان به وجود آمده است.به گفته اين افراد اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي پارس آباد در حالي مانع فروش روزنامه در اين دو مرکز مهم پخش نشريات شده است که مردم اين شهرستان از کمبود امکانات و برنامه هاي فرهنگي رنج مي برند و دکه هاي مطبوعاتي به ويژه در مرکز استان به محلي براي فروش انواع سيگار لپ لپ و پفک نمکي تبديل شده است.ذبيح اله فولادي صاحب کتاب فروشي و مطبوعاتي فرهنگ سازان با انتقاد شديد از برخورد دو گانه و تبعيض آميز مسئولان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اردبيل گفت : اگر توزيع جرايد در کتاب فروشي جرم و خلاف قانون است پس چرا در مرکز استان و شهرهاي مجاور که اکثرا در کتاب فروشي ها و حتي در مرغ فروشي ها اقدام به عرضه روزنامه مي کنند برخورد نمي شود.

به نقل از روزنامه رسالت شماره 6206 7/5/86  قابل دسترس در http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1453074

آرمینیوس وامبری

با نام "آرمينيوس وامبري " در کلاس درس روش تحقیق دکتر حری آشنا شدم. آنجا که سخن از تحقیق میدانی مشارکتی بود شاید وامبری بهترین مثالی بود که می توانست حق مطلب را ادا کند. دکتر حری درباره تحقیقی که وامبری بر روی خان نشین های ایالات ترکستان انجام داده بود، می گفت: "زندگی ایلات یک زندگی بسته است و هیچ کسی از بیرون راهی به درون ایل ندارد، به جز یک عنصر که "درویش" نام دارد. درویش ها، خبر نگارها و خبرگزار های فعال محسوب می شوند.به همین دلیل وامبری که می خواست بر رفتارها و آداب و رسوم ایلات تحقیق کند، در لباس دراویش وارد ایل شد و آنقدر خوب عمل کرد که تبدیل به مشاور رییس ایل شد و به مدت هفت سال مطالعه خود را بر روی خان نشین ها ادامه داد.حاصل کار این تحقیق کتابی است با عنوان "سیاحت درویشی دروغین در خانات ترکستان" که یکی از اساسی ترین کتاب ها برای کسانی است که می خواهند در باب ایل و خانات تحقیق کنند...

قرار بود امروز ، آقاي دكتر ميكلوش شاركوزي ايران شناس و استاديار دانشگاه بوداپست، دربار‌ة آغاز ايرانشناسي در مجارستان و با عنوان " الكساندر كيگل شاگرد آرمينيوس وامبري و آغاز ايرانشناسي در مجارستان" در تالار 200 نفرة كتابخانة ملي ايران ، سخنراني داشته باشد که بدلایل جوی، سیاسی، اداری ، ... و البته غیر علمی!!! لغو شده است. به گزارش وبلاگ گفتگو قرار است این سخنرانی ساعت ۱۰ صبح دوشنبه ۱۵ مرداد در تالار ۲۰۰ نفرة کتابخانة ملی برگزار شود.

خیلی دلم می خواهد این سخنرانی برگزار شود.

We've Been Everywhere

100 years of American Libraries in just over 3 minutes: That's what you will see in this rapid-fire history of the official American Library Association magazine: http://alfocus.ala.org/videos/weve-been-everywhere