کتابخانه در جهان باقی
کافی است نگاهی به اولین جلد از سری کتاب های "در آغوش نور" بیاندازید تا توصیفی از کتابخانه های بهشتی را به شرح زیر بخوانید:
سپس مرا به اتاق وسیعی بردند که شبیه نوعی کتابخانه بود. هنگامی که نگاهی به اطراف انداختم. احساس کردم که مانند نوعی انبار دانش یا مخزن یا نمایشگاه اطلاعات گوناگون به شمار می رود. متاسفانه هیچ کتابی در اطراف مشاهده نکردم. سپس متوجه شدم که افکار و اندیشه هایی به مغزم راه یافتند. دانشی جالب و ژرف در مورد هر مبحثی (که شاید تا آن زمان هرگز به آن نیاندیشیده بودم یا مدتی بود به آن فکر نکرده بودم...) به ذهنم راه یافت. آن گاه پی بردم که آنجا نوعی مکان منحصر به فرد به شمار می رود زیرا کتابخانه ای فردی و خصوصی برای ذهن روحانی هر روح بود.
کافی بود به موضوعی اندیشید تا ناگهان تمام اطلاعات و دانش لازم درباره آن مبحث بخصوص به ذهنم بیاید! می توانستم آنچه را مایل بودم درباره هر شخصی در تاریخ بشریت دریابم و نکاتی بیاموزم و اطلاعات گوناگونی به دست آورم. حتی درباره ارواحی نیز که در عالم باقی حضور داشتند... می توانستم از جزئیات دقیق وضعیت و شرایط حیاتی هر روح اطلاع پیدا کنم.
هیچ دانشی از من پنهان باقی نمانده بود! به همان اندازه این امکان وجود نداشت که انسان با دقت کامل و جزئیات لازم از هر اندیشه و اظهار نظر و دانش و اطلاعاتی سر در نیاورد. در آن مکان کوچکترین سردرگمی یا جهالت یا کندذهنی وجود نداشت. همه چیز به طور واضح و گویا بیان می شد. همه چیز به خوبی درک می شد و کسی نبود که چیزی را به اشتباه درک کند. تاریخ در آن مکان ماهیتی ناب و خالص داشت. درک مطالب و اخبار گوناگون مطلق بود. من نه تنها به کارهایی که مردم انجام می دادند آگاهی کامل داشتم. بلکه درک می کردم چرا این کارها را انجام می دادند و چگونه اعمال انسان ها می توانست بر شعور و ادراک انسان هایی دیگر در مورد واقعیت ها و حقایق موجود تاثیری بسزا داشته باشد. تمام این اطلاعات حالتی کامل و تکمیل شده نسبت به هر واقعه یا شخص یا اصلی روحانی به ارمغان می آورد. این حالت کمال به هیچ وجه در کره خاکی قابل ادراک نبود و به سختی می توانم آن را به دیگران توضیح دهم...
به نقل از: در آغوش نور/ بتی جین ایدی. برگردان فریده مهدوی دامغانی. نشر تیر.۱۳۸۶ ص. ۸۹
وبلاگ گروهی اولین دوره از دانشجويان کارشناسی ارشد كتابداري و اطلاع رساني پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران