دعای عرفه از این نگاه...
برنامه درسی بعد از ظهر دوشنبه های پاییز ۸۳ را هنوز هم به خاطر دارم؛ سازماندهی۴، مرجع تخصصی و تازه بعد از آن کلاس زبان در موسسه ای در نزدیکی های دانشکده... . دیر وقت به خوابگاه می رسیدم. برنامه سنگینی بود اما خستگی اش از آن خستگی های لذت بخش. به خصوص که استاد علی بیگ برای درس مرجع تخصصی همه کلاس را به تکاپو انداخته بود و اداره کلاس به نوعی بر عهده خودمان افتاده بود و عجیب احساس مسئولیت می کردیم. با رده بندی < ان ال ام> هم در همان زمان و در کلاس سازماندهی ۴ استاد حاجی زین العابدینی آشنا شدیم. اما آن زمان که رده های پزشکی را یکی بعد از دیگری به خاطر می سپردم، هیچ گاه به ذهنم نرسیده بود که بخواهم <ان ال ام> را در دست بگیرم و برای هریک از رده هایش خدای بزرگ و مهربان را شاکر باشم. این نوع نگاه را "رضا خانی پور" در مطلب شاخه های علوم پزشکی در دعای عرفه بر من القا کرده است.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 16:13 توسط پریسا پاسيارِِ
|
وبلاگ گروهی اولین دوره از دانشجويان کارشناسی ارشد كتابداري و اطلاع رساني پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران