شرایدر در سال ۱۹۶۵ در مقاله ای با عنوان "ویژگی های معناشناختی اطلاعات" که در مجله <ذخیره و بازیابی اطلاعات> منتشر کرده ساختار معرفت انسان را در رویارویی با جهان خارج به اصطلاحنامه تشبیه می کند که هر اصطلاح جدید با ورود به اصطلاحنامه ساختار آن را تغییر می دهد.

هر گاه اطلاعات را به معنای کلاسیک آن در نظر بگیریم، اصطلاحنامه در واقع همان مجموعه رویدادها و احتمال وقوع آنها خواهد بود. بیان دریافت شده، که احتمال رویداد ها را دگرگون می کند، نقش تغییر دهنده مجموعه را دارد. برخی بیان ها ممکن است دارای احتمال صفر باشند، یعنی به اصطلاحنامه راه نیابند، برخی ممکن است جایگزین عنصری از مجموعه موجود شوند- یعنی عنصری را از اصطلاحنامه خارج کنند- و بعضی نیز ممکن است در شبکه عناصر موجود جایی به خود اختصاص دهند. بنابراین، تغییر در اصطلاحنامه از طریق ورود عنصر جدید، ممکن است الزاما به افزایش مجموعه نیانجامد، بلکه سبب کاهش عناصر موجود شود، اما در هر دو حالت سبب پیچیدگی ساختار اصطلاحنامه خواهد شد.

هر گاه بخواهیم، به اقتباس از نظریه ریاضی اطلاعات، تعریفی از "مقدار اطلاعات" ارائه کنیم، در این نوع رویکرد، یعنی نگرش معنی شناسی، مقدار اطلاعات عبارت از میزان تغییر اصطلاحنامه تحت تاثیر بیان خواهد بود. نکته مهم در این نگرش آن است که مقدار اطلاعات موجود در یک بیان بر اساس میزان تغییری که (تحت تاثیر آن بیان) در اصطلاحنامه پدید می آید، قابل اندازه گیری است.

بدون تردید بیانی ممکن است اساسا توسط اصطلاحنامه ای خاص پذیرفته نشود. میزان اطلاعات موجود در چنین بیانی برای آن اصطلاحنامه صفر است. نظیر متنی که به هر دلیل توسط دریافت کننده درک نشود. دو "بیان" زمانی دارای مقدار مساوی اطلاعات هستند که بتوانند تغییری مشابه در اصطلاحنامه واحدی پدید آورند، اما تساوی در میزان اطلاعات این دو بیان به معنای تساوی در مضمون اطلاعاتی آنها نیست؛ چنین است هرگاه بیان واحدی تغییری مشابه در دو اصطلاحنامه متفاوت پدید آورد. مضمون اطلاعاتی با نتیجه گیری منطقی سر و کار دارد.

به نقل از : حری، عباس. مروری بر مفاهیم و نظریه ها در قلمرو اطلاع شناسی. اطلاع شناسی. شماره ۱. پاییز ۱۳۸۲. ص. ۲۲و ۲۳