معرفي كتاب: "روزی که می خواستند کتاب را دستگیر کنند."
گريس ولد: "دانش آموزان اينجا هستند براي چه؟ براي اينكه آموزش انساني ببينند؛آموزش متناسب با مدنيت، و نه متناسب با انبوه مفاسد و مسموميت هاي اخلاقي و ناداني هاي انساني و جذب آنها."
كنت ديكنسن طعنه آميز او را تحسين كرد و گفت: " حالا اين فكر آزارم مي دهد كه بحث كنيم و ببينيم كه چه چيزي زيان بار و چه چيزي سالم است."
گريس ولد به طرف ديكنسن برگشت و گفت : " به من بگوييد، دوست عزيز، شما اجازه مي دهيد كتابي در مدرسه خوانده شود كه در آن نوشته شده باشد، مرگ به وسيله سوزاندن اتفاق نيافتاده؟"
ديكنسن گفت:"بي ترديد اگر شما يكي از اين كتاب ها را كنار گزارش هاي واقعي در اختيار دانش آموزان بگذاريد، جوانان نه فقط بهتر درك مي كنند كه به راستي چه اتفاقي افتاده، و دروغ ها را با واقعيت هاي تلخ و دشوار مقايسه مي كنند،بلكه مطالب مهم و با اهميت را هم فرا مي گيرند. آنها مي آموزند كه چطور عده اي يهود ستيزي يا هر نوع ديگري از تعصب را وسعت مي بخشند.تا مسايل غير قابل انكار را انكار كنند. اين مسئله براي جوانان خيلي مفيد است كه بياموزند، با اين نوع بيماري هاي موجود، چطور رفتار كنند."
هنتاف، نت. روزي كه مي خواستند كتاب را دستگير كنند؛ ترجمه كمال بهروز كيا.ـ تهران: درسا، ۱۳۸۱
وبلاگ گروهی اولین دوره از دانشجويان کارشناسی ارشد كتابداري و اطلاع رساني پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران