از پیدایش جامعه‌ای که امروزه از آن به جامعه اطلاعاتی (Information Society) نام می‌بریم، قریب به دو دهه می‌گذرد. شبکه جهانی اطلاع‌رسانی موسوم به اینترنت، به عنوان برترین شاهراه تبادل اطلاعات و ارتباطات در جهانی است که مک‌لوهان کانادایی از آن به دهکده جهانی (Global Village) نام می‌برد و آلوین تافلر آمریکایی، آن را به عنوان موج سوم تاریخ بشری اطلاق می‌کند. موج اول و دوم که همانا انقلاب کشاورزی و انقلاب صنعتی به شمار می‌آید، بیش از دو هزار سال به طول انجامید .
در حالی که موج سوم که همانا انقلاب ارتباطات و اطلاعات تلقی می‌شود، از اواسط دهه پنجاه قرن بیستم آغازشده و هم چنان مراحل رشد و تکاپوی خود را طی می‌کند. رسانه‌ها به عنوان ابزار انتشار اطلاعات و اخبار در همه جوامع، از صدها سال پیش تا کنون، مورد توجه بوده‌اند. از زمانی که پاپیروس در بین اقوام سومر رواج یافت تا اکنون که تارنمای نشریات الکترونیکی، عاملی برای خبرپراکنی در سطح جهانی به شمار می‌رود، رسانه نقش ممتازی داشته است.
همواره از مطبوعات به عنوان رکن دموکراسی نام برده می‌شود و در هر نوع طبقه‌بندی اجتماعی و فرهنگی ملل، رسانه یک نقش تعیین‌کننده در اختیار داشته است. در واقع ذهن آگاه جامعه و افکارعمومی در هر کشوری، به نوعی رسانه‌های آن کشور می‌باشند که در حفظ و صیانت از حقوق شهروندان، نقش بنیادین ایفا می‌کنند. حال با این تفاسیر، رسانه برتر در جامعه اطلاعاتی شش میلیارد نفری کره زمین، کدام است؟ آیا هنوز، نشریات سنتی با تیراژهای محدود و متنوع، جایگاه ارزنده خود را تا قبل از پیدایش رسانه‌های دیجیتالی حفظ کرده‌اند؟
آیا رادیو به عنوان جادوی صدا در قرن بیستم، مخاطبان خاص خود را حفظ کرده است؟ آیا تلویزیون به عنوان گسترده‌ترین رسانه ارتباطات جمعی و به عنوان جعبه سیاه جادویی چهار دهه پیش، هنوز اثربخشی قابل ملاحظه‌ای در اختیار دارد؟ پر واضح است که هر اندازه سواد رسانه‌ای و سطح آگاهی شهروندان از رویدادهای داخلی و جهانی افزایش می‌یابد، نقش ارزنده هر نوع رسانه در انتقال پیام به مخاطب، افزایش می‌یابد.
درکشورهایی که سطح سواد از نرخ خوبی برخوردار است، توجه به رسانه‌ها، چه سنتی و چه دیجیتالی، از اهمیت شایانی برخوردار است. اگر چه سایت نیویورک تایمز یا واشنگتن پست یا فایننشیال تایمز، از میلیون‌ها بیننده در روز برخوردار است، اما خیلی‌ها در دنیا علاقمندند، تا این نشریات مهم جهانی را، هر روز توسط دستگاه‌های فروش روزنامه یا دکه‌های روزنامه فروشی نزدیک محل کار خود خریداری‌، و در حالی که به صندلی کار خود تکیه داده‌اند، با ورق زدن صفحات آنها، این نشریات را مطالعه کنند. این وضعیت برای خیلی از نشریات مشهور و حتی غیرمشهور جهانی صادق است.
خیلی از نشریات باسابقه جهانی مانند هفته‌نامه تایمز، روزنامه واشنگتن پست و .... ، پس از دهه‌ها از فعالیت خود، چارچوب‌های صفحه‌بندی، گرافیک، طراحي و چاپ خود را حفظ کرده‌اند. هنوز تایمز مالی که از مشهورترین نشریات اقتصادی جهان به شمار می‌آید، بر روی کاغذ صورتی رنگ به چاپ می‌رسد یا بر روی جلد نشریه تایمز آمریکا، نوار قرمز رنگ معروف روی جلد، هم چنان وجه تمایز این نشریه با دیگر نشریات آمریکایی به شمار می‌رود که هیچ گاه این قرمزی به رنگ دیگری تغییر نکرد.
هنوز بسیاری از برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی مشهور در شبکه‌های مختلف جهان وجود دارد که جامعه مخاطبان آن ، شاید قریب به چند دهه است که این برنامه‌های مورد علاقه خود را دنبال می‌کنند و علاقمندند تا صدا و تصویر این برنامه را از روی جعبه‌های جادویی رادیو و تلویزیون مشاهده کنند.
بنابراین اینکه ما فکر کنیم که با وجود آن که هفت سال از هزاره سوم میلادی می‌گذرد و انقلاب اینترنت و فناوری اطلاعات، با ابزارها و امکانات فوق‌العاده ارتباطی و چند رسانه‌ای خود، گوی رقابت را از رقبای سنتی خود ربوده است، اشتباه استراتژیکی متحمل شده‌ایم. باید پذیرفت که رشد اینترنت و رسانه‌های دیجیتالی، مدیون رسانه‌های سنتی است.همانگونه كه سينما و پيدايش آن مديون تئاتر است. جایگاه رسانه‌های سنتی به همان اندازه مورد توجه و احترام است که نفی جایگاه اثربخش رسانه‌های دیجیتال در توسعه و تسریع انتقال اطلاعات به مخاطبان، غیر قابل انکار تلقی می‌شود.
آن چه مهم است، برتری یا غیربرتری رسانه‌ها نسبت به یکدیگر نیست. بلکه مهم آن است که جایگاه هر یک از رسانه‌های موجود، به اندازه کافی مورد توجه و اهتمام مخاطبان در فرآیند انتقال پیام قرار بگیرد و از این ابزارها، برای ارتقای سطح آگاهی و اطلاعات جامعه، استفاده شود.

به نقل از گروه بحث الکترونیکی LIS