نگرش های جدید مطرح شده نشان دهنده این است که باید در برخی دیدگاه ها بازنگری کرد و خطاب من به کسانی است که دانشجویان نزد آنها تلمذ می کنند. نظام آموزشی اصولا باید نگاه بر مطلوب ها داشته باشد و دانشحویانی را تربیت کند که برای فرداها خدمت کنند. زمانی که انسان چنین همایش هایی را می بیند، احساس می کند که از نقطه انتظار جوانان عقب هستیم. با مروری بر شرح درس هایی که با عنوان مرجع مطرح می شوند، به نظر می رسد که مرجع هنوز در دهه های دور زیست می کند و نوع نگاه، نگاه گوتنبرگی است.

باید محیط جدید را درک کرد.

تحقیقی در امریکا صورت گرفته که میزان دانش تخصصی دانشجویان پزشکی را سنجیده با دانش اساتید مقایسه کرده است و نتایج نشان داد که اساتید و پزشکانی که سال ها کار کرده اند، فقط از لحاظ بالینی توانسته اند امتیاز بالایی بیاورند و از نظر روزآمد بودن دانشجویان بسیار جلوتر از اساتید خود بوده اند. هر انتظاری که در دانشجویان به وجود می آید، هشداری است برای معلم.

مفهوم مرجع در چه عرصه و محیطی پدید آمده است؟ در محیط چاپی با تمام مؤلفه ها. در تمام مقالاتی که ارائه شد تعریف خدمات مرجع دقیقا برابر با خدمات کتابخانه ای بود. اما آیا ما اطلاق جزء به کل می کنیم؟ آیا وقتی می گوییم خدمات مرجع منظورمان همان خدمات کتابخانه ای است و هنگامی که می گوییم خدمات کتابخانه منظورمان خدمات مرجع است؟مرز تشخیص اینها کجاست؟

منابع ردیف اول و دوم در محیط الکترونیک بی معناست. در محیط الکترونیک هر زمان هر منبعی خواسته شود، می تواند در دسترس قرار گیرد. زمانی سرگذشتنامه های فردی را جزء منابع مرجع نمی دانستند و فقط سرگذشتنامه های جمعی منبع مرجع محسوب می شدند در حالی که در دنیای امروز وب سایت شخصی هر فرد می تواند اطلاعات او را در اختیار قرار دهد. در دنیای امروز دایره المعارف چیست؟

در دنیای امروز همه ارزش ها و کلیشه ها در حال پاشیدن است و جا دارد ما در برنامه ریزی های خود بازنگری داشته باشیم. در نام این همایش دو کلمه را به هم عطف کرده بودند: مرجع و اطلاع رسانی

اطلاع رسانی - نه به عنوان یک حوزه- به عنوان وجه ارائه خدمات ، با مرجع چه تفاوتی دارد؟ مگر نه اینکه هر کس هر سوالی داشته باشد، سوال مرجع است. امروز این کلیشه به هم خورده و دگرگون شده است. ما درس هایی در کنار درسهای مرجع داریم: آشنایی با پایگاه های اطلاعاتی، جستجو در اینترنت و... اینها واحد های جداست که پیکره یک مجموعه را تشکیل می دهد.

باید درسی داشته باشیم به بزرگی رشته... آیا می توان چنین کاری کرد؟ یا باید بازنگری کرده و بررسی نمود که آیا نیازی به درس مرجع وجود دارد یا خیر و هیچ اشکالی ندارد اگر بیاندیشیم و به پاسخی برسیم که امروز داریم زیرا در این صورت آگاهانه عمل کرده ایم.

 تاثیر چنین همایشی ایجاد تامل برای کسانی است که مسئولیت دارند و این امر تنها با مطرح شدن خواسته های دانشجویان میسر می شود. گاه بر ما معلم ها امر مشتبه می شود و فکر می کنیم که کارمان را درست انجام داده ایم چون هیچ برخوردی از دانشجو نمی بینیم حال اینکه این مسئله ممکن است به خاطر حرمت، ترس از نمره و یا واکنش معلم باشد که دانشجویان را ملزم به حفظ ملاحظات می نماید و من می خواهم بگویم از پوسته خود خارج شوید و واکنش نشان دهید.

در همایش های دانشجویی که جوانان آن را اداره می کنند،ممکن است اشتباهاتی نیز صورت گیرد ولی هیچ اشکالی ندارد.در همایش مولاناشناسی که اخیرا برگزار شده و حاصل آن یک کتاب ۶ جلدی است می بینیم که نویسندگان که همه ادعای مولانا شناسی داشته اند، با تفاوت های علمی بسیاری حضور دارند. بنابراین نباید از برگزاری چنین همایشی بیمناک بود. می توان سایر مقالات را به قیمت آنهایی که نوآوری هایی داشته اند، بخشید و آموزش داد تا سایرین نیز بهبود یابند.